تبلیغات
بی صدا ...

پروفسور سکندر امان اللهی بهاروند

شاید نام "دكتر سكندر امان‌اللهی‌بهاروند" نامی شناخته‌شده برای بسیاری از ایرانیان و حتی برخی محققان و پژوهشگران عرصه تحولات اجتماعی نباشد اما در مقام علمی استاد همین بس كه وی استاد ارشد دانشگاه هاروارد بوده و همزمان و به دلیل عشق فراوانش به خانه پدری، تربیت شاگردان و محققان ایرانی را نیز فراموش نكرده و همچنان نیز به این كار خودادامه می‌دهد.

امان‌اللهی‌بهاروند از معدود استادان ایرانی است كه همزمان در حوزه‌هایی چون انسان‌شناسی فرهنگی، تاریخ، مردم‌شناسی، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ایران‌شناسی كار كرده است و ضمن تالیفات گوناگون، پژوهش‌های معتبر و منحصر به فردی را نیز از خود بر جا گذاشته است.
فروتنی، امید به آینده و اعطای حس بزرگ‌منشی
به شاگردان و اطرافیان را می‌توان از مهم‌ترین خصایص استاد دانست. ایشان پس از انقلاب به ایران آمدند و تا سال 1383 در بخش جامعه شناسی و برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه شیراز تدریش کردند و در همین سال به طور غیر قانونی از سوی مسئولین بازنشست شدند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آذر 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

دانشجو

بدبخت ترین

 

               قشر جامعه :

 

 دانشجو

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 آبان 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

گمشده جامعه ما

در دانشگاه و در شهر که قدم می زنیم شاهد چهره های در هم پیچیده و گرفته خواهیم بود، انگار غم  به شکل یک بیمار مسری در جامعه رسوخ کرده است. امروز شاهد جامعه ای  ناکام هستیم که به واسطه نا امیدی افراد و گروهها، تلاش و کوشش به کمترین  حد خود تقلیل یافته است. وضعیت خطیر ی که در آن کوچکترین اقدام برای بهبود اوضاع، سرکوب شده و افزایش بیش از پیش ناکامی را نتیجه می دهد. غم زدگی جامعه معلول  سرکوب ها و علت بی رمقی تلاشهای اصلاحی است که جز رکود و عقب ماندگی چیز دیگری را در بر ندارد.

پس یادمان باشد نا امیدی افزایش نا امیدی را در بر دارد.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 تیر 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بازیچه

گاهی وقتها احساس میكنم اسیر دست بعضی‌ها یا بعضی چیزها هستم. اسیر دست انسانها، اسیر دست اطرافیان، اسیر دست وقایع، ابزارها،‌اجتماع........... و اسیر دست آنچه كه هست.

ما همه بازیچه ایم.   بازیچه این ... بازیچه آن .... بازیچه دست زمان.

بعضی وقتها احساس میكنم زیر ذره بینی كه مركز منشور آن به طرف ماست، هستیم، می‌سوزیم، له می‌شویم. پوسیده، مچاله، اما خم به ابرو نمی آوریم تا خم ابرویمان هم زیر ذره بین نرود.

ذره بین ها فقط ذره ها را میبینند یا سازنده و سوزاننده‌ی ذره ها هستند؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 خرداد 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اصلاح یا تخریب

اخیرا بحث باز نگری علوم انسانی به طور گسترده مطرح شده است.

استدلال این  عده برای تغییر علوم انسانی این است كه مبانی آن علوم  به سمت  سكولار گرایش دارد.  اما طبق  تعالیم دینی و اسلامی ما تحصیل علم جا و مكان خاصی ندارد، احادیثی همچون: «دانش را فرا گیرید هرچند كه در چین باشید» و  «حكمت گمشده مومن است پس ان را فراگیرید هرچند در دست منافق باشد»از پیامبر نیز آن را تایید می كند. اگر شرط  فرا گیری علم، اسلامی و دینی بودن آن است پس چرا باید علمی را فراگرفت كه نزد منافق باشد؟ ‌‌آیا علوم چین زمان پیامبر اسلامی بوده اند؟
به نظر من برخورد سلیقه ای  با علوم انسانی بیشتر موجب  دین زدایی خواهد شد تا گرایش به دین.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

فوتبال و هویت

امروزه فوتبال به عنوان پدیده ای اجتماعی مطرح است که مرز های اجتماعی رادر هم شکسته و همه افراد بشر از هر نوع، سن و هر جنس رابه هم پیوند می زند. گویی زبانی نمایشی است برای برای نمود یک نوع هویت گروهی و بروز احساسات که حتی موجب احساس یگانگی افراد با گروههایی می شود که شاید هیچ گونه حضوری در ان ندشته باشند. نحوه رفتار افراد هنگام روبه رو شدن با این پدیده شکل خاصی به خود می گیرد " غم ها، پایکوبی ها، جشن ها، استفاده از مواد منفجره، بوق های کر کننده، آشوبگری و شکستن اشیاء، استعمال کلمات رکیک، رفتار متضاد بازیکنان در هنگام بازی فوتبال با یکدیگر و حتی نوع پوشش و آرایش افراد که خاص آن گروه و نمایانگر آن است" شاید اینان میخواهند با نوعی هنجارشکنی، هنجاری جدید در درون خورده فرهنگ فوتبال ایجاد کنند که نشانگر هویت این خورده فرهنگ جدید باشد. 
 شنیدن خبر تماشای فوتبال از سوی میلیارد ها نفر در سراسر جهان و استفاده از نمادهای تیم خودی که گاهی با احساسات ناسیونالیستی و گرایش سیاسی هم درآمیخته می شود نشانگر گسترش ابعاد فوتبال فراتر از مرز های جغرافیایی و در عین حال نشانه نمادین هویت بخشی در سطح ملی است.
اما در چند دهه اخیر فوتبال دستخوش سود جویی های افرادی شده است که از هر راهی برای حاکمیت تیم خود در جامعه فوتبال استفاده میکنند. شاید این مهمترین دلیل بی علاقه شدن من از فوتبال امروزی و علاقه بشتر تر من نسبت به فوتبال ، اسطوره ای و کلاسیک باشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 18 اردیبهشت 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

انتقاد پذیری و آزادی عقیده لازمه پیشرفت

به نظر من یکی از عواملی که موجب حفظ پویایی و ایجاد تغییر در افراد و جوامع می شود انتقاد پذیری و ایجاد زمینه هایی برای اندیشه و عقیده آزاد می باشد. در جوامعی که انتقاذ از وضع موجود وجود نداشته باشد، چنین تغییری که زمینه ساز پیشرفت های اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است به وقوع نمی پیوندد و پویایی جامعه از بین خواهد رفت. چنین وضع خطیری زمینه های رکود اجتماعی وانهدام فرهنگی آن جامعه را فراهم می کند که با توجه به پیشرفت روز افزون جهان، هرگونه رکود و درجازدن مترادف با پسرفت و به حاشیه کشیده شدن جواهد بود.

به عقیده فون هایک فیلسوف اتریشی "پیشرفتهای بشری در همه زمینه های مادی و معنوی از آزادی اندیشه و انتخاب ناشی شده است" ریموند پوپر نیز معتقد است "دانش از طریق رد ونقد پیشرفت می کند".

با نگاهی به کشورهای جهان در می یابیم : به میزانی که جوامع آزادی اندیشه را به عنوان یک اصل اساسی پذیرفته باشند به همان میزان از نظر شاخص های توسعه انسانی در مدارج بالاتری قرار دارند و برعکس در جوامعی که با تعصب همراه باشد و محدودیت گسترده ، فیلترینگ و سرکوبی منتقدان اعمال می شود هیچ گونه پیشرفت قابل توجهی صورت نمی گیرد.

 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

تغییر

مطلب خود را با سخنی از امام علی آغاز می کنم: « هر کس دو روز از عمرش مثل هم باشد ضرر کرده است» این سخن بیانگر نیازمندی انسان به تغییرات مداوم وگسترده است. تغییر از پیمودن راهی به غیر از راه کنونی ناشی می شود. وقتی یک انسان به چنین تغییری نیازمند باشد، بدون تردید یک جامعه به عنوان یک پدیده فوق ارگانیک و پویا که تک تک افراد و روابط بین آنها را در بر می گیرد هم نیازمند چنین تغییر و تحولاتی است. تغییر اوضاع کنونی برای رسیدن به وضع مطلوب ومطلوبتر.

به نظر شما زمینه های این تغییر و پویایی در جامعه چیست؟

.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^